۱۳۹۱ مهر ۹, یکشنبه

مامان تقسیم بر سه 5


معین از این که احترامشو پیش داداشاش نگه داشته بودم خیلی ازم تشکر کرد . پس از اون یه چند لحظه بین ما سکوت بر قرار شد و منم دوباره به همون صورت قبل دراز کشیده بودم و از تماس دستای پسرام با اندامم لذت می بردم . حس می کردم خیلی روون شدم . دلم نمی خواست از جام پا شم . -چیه بچه ها نون نخوردین ؟/؟ به همین زودی خسته شدین ؟/؟ معین گفت مامان من خسته نشدم تا هر وقت دلت بخواد ماساژت می دم مالشت میدم تا دیگه تنت درد نگیره . تودلم گفتم اینو که خوب می دونم اون نگاه و نظری که به مادرت داری اگه یه شبانه روزم بهت بگن منو بمال می مالی و چشاتو هم نمی بندی . راستش خودمم دوست داشتم که اون تنمو بماله و بیشتر گرمم کنه . واسه همین از جام بلند شدم و مبین و میلادو یه جوری ردیفشون کردم و گفتم بچه ها شما می تونین برین خسته شدین دستتون درد نکنه .. میلاد کوچولو یه شکلکی در آورد و به معین گفت داغ داغ حالا مامان خوب حالتو می گیره . مبین هم گفت خب دیگه داداش حالا تو ومامان از گرما باید بپزین . -چیکار کنیم داداش بزرگترشدن هم همین دردسرا رو داره باید جور شما ها رو هم بکشم . اونا رفتند و من و معین تنها موندیم . مثل سابق دراز کشیدم . دلم میخواست یه خورده آزادش بذارم ببینم چند مرده حلاجه و چیکار می کنه . اصلا فکرای خیلی خیلی اونجوری نمی کردم که یکی دوبار که به سرم افتاد موبر اندامم سیخ شد . وقتی فکرشو می کردم که اگه یه وقتی کار به اونجا بکشه که کیر پسرم معین رو توی کوس خودم ببینم دیگه چه جوری می تونم به عنوان یه مادر تو روش نگاه کنم هنوز هیچی نشده از خجالت داشتم می مردم . بااین حال نمی دونم چرا شیطنتم گل کرده بود . یعنی اونم مثل من از این که بخواد با همخونش سکس کنه یه حالتی بهش دست میده ؟/؟ یعنی فقط در حد و اندازه های همین تماشا و دید زدن و جلق زدنه ؟/؟ من باید هر طوری شده اینو مشخص کنم . باید بدونم که اون مادرشو واسه مادر بودن دوست داره یا یه نظر و دید دیگه ای هم نسبت بهش داره . -معین جان عزیزم می دونم خسته میشی . اگه دوست داری تو برو من خودم حموم می کنم و بعد ازتو میام بیرون . -مامان مگه دوست نداشتی مالشت بدم . -چرا عزیزم . آخه من اگه حال کنم و بهم کیف بده خوابم می گیره و وقتی هم که زیر ماساژخوابم برد اگه کسی منو بیدار کنه یه جوری میشم . دوست دارم تا وقتی که خوب سیر نشدم همین جور بخوابم .البته از یه ساعت که گذشت و خوابم باشم بیدارم کنی دیگه کافیه میشه گفت از خواب سیر شدم . ولی خب تو هم باید همین جور که چشام بسته هست به ماساژت ادامه بدی و ولم نکنی . تا خواب بهم مزه بده و زود بیدار نشم . -مامان قبلا این کارا رو بابا واست انجام می داد حالا که اون نیست من جای اون این کارو انجام میدم . خسته هم نمیشم و دوست دارم که تو از من راضی باشی . -فقط هرجا که تو دیدته بمال -سینه ها چی -اونا رو هم تا اونجایی که بهشون فشار نمیاد و مجبور نمیشی که از رو زمین بکشی بالا بمالون .. چشامو بستم و دمرو دراز کشیدم و سرمو گرفتم سمت چپ و دست چپمم طوری روصورتم قرار دادم که چشم چپم معلوم نشه و سمت راست صورتم که رو زمین قرار داشت . یعنی می تونستم خیلی راحت خودمو به خواب بزنم . از سر شونه هام شروع کرد و رو کمرمو هم یه مشت و مال حسابی داد . هنوز هیچ کاری نکرده همه تنم به لرزه افتاده بود و یه هیجان خاصی بهم دست داده بود . دو تا دستاشو رسونده بود به دو تا سینه هام و همون قسمتی رو که تو دیدش قرار داشت مالش می داد . با نوک سینه های من مثل دونه های تسبیح ور می رفت . چقدر تیز شده بودند . اینو دیگه می دونستم که اون از هوس زنا و این که نوک سینه هاشون تیز میشه چیزی نمی دونه . بازم جای امید واری بود . ولی وقتی اون دو تا نوک تیزو میذاشت تو دستاش و اونا رو مالش می داد مغز کوسم از لذت تیر می کشید . تازه این کارا رو وقتی انجام می داد که من مثلا بیدار بودم . حس می کردم که اون به همیناشم قانع نیست . راستی راستی داشت خوابم می برد ولی می دونستم که به همین حالت کیف باقی می مونم . چند دقیقه گذشت و هیچ حرفی نزدم . طوری هم نفس می کشیدم که انگاری خوابم . قبل از این که کونمو بماله اول رونمو ماساژداد بعد دستاشو گذاشت رو کونم و به زیر اون قسمت که شورت بود کاری نداشت ولی بقیه قسمتهای کونمو با دو تا کف دستش طوری مالش می داد که دیگه ازخودم می ترسیدم . -مامان بیداری ؟/؟ چند بار این پرسشو تکرار کرد و جوابی ندادم . یخورده از شورت کوتاه و نازک منو بالا داد و یه دستی هم به زیر اون قسمت کشید . بازم صدام کرد و این بار رفت پایین تر . دستش به خیسی کوس من رسیده بود . ازاونجا رفت بالا به طرف سوراخ کون . با این که خیلی از تماس انگشتش با سوراخ کونم خوشم میومد دوست داشتم بره پایین تر رو کوسم . انگار دل به دل راه داشت و همین کارو هم کرد . کوس خیس و لغزنده من انگشتاشو سر می داد . خیلی نرم این کارو انجام می داد می ترسید که من بیدار شم . ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی

۱ نظر:

  1. سلام اگه کسی هست بکنمش واسه سکس که دوس داشته باشه بهترین سکس عمرش رو داشته باشه بهش حال بدم هیچ وقت فراموش نکنه واسش بدنش رو بخورم کسش رو بخورم با سینه هاش بازی کنم اگه کسی دنبال کسی هست که بهش حال بدم ارضاش کنه به اوج شهوت برسونمش هم ادم قابل اعتماد باشه من هستم خوزستان فرقی نمیکنه طرف حسابم کجای باشه 09393956387

    پاسخحذف