سه‌شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ه‍.ش.

خواهر خوبم 5


رفتم سراغ اون کون خوشگلش یه کمی باسنشو واسش مالوندم چی حالی میداد ما لخت بودیم آبو باز کرد هر دو کاملا خیس شده بودیم این بیشتر خوشم اومد چون وقتی سینه هاشو میخوردم آب بدنش میومد تو دهنم و کیف میکردم تو حموم لذت بیشتری داشت سکس مهسا جون میخوام باهات سکس کنم ولی نوع سکسو تو خودت بگو اون مهسا که من میشناختم از اوناش بود گفت داداش فرشاد تو که امروز منو از کون جرم دادی پس چرا سوال میکنی کون من مال تو است و خودم هم مال تو چه زبونی پیدا کرده بود آخه یه دختر 16 ساله اونم برای داداش خودش اینقدر شیرین زبونی اووووف من طاقت نیاوردم بغلش کردم و بلندش کردم شروع کردم به لب گرفتن و خوردن سینه هایشو دست مالی کون نازش یواش انگشت کردم تو کونش درد داشت ولی نه به اندازه دفعه اول چند بار کردم تو کشیدم بیرون و این کارو ادامه دادم که انگشت دستم خسته شد ! این جا خونه منو مهسا بود و خیال ما راحت بود که کسی نمیاد و کلید هم نداره پس هر کاری که میکردیم مشکلی نداشت هم لب میگرفتم و هم انگشتش میکردم کیرم حسابی سیخ شده بود از پشت کردم تو کونش ولی آروم آروم با فشار خیلی کم تا دردش نیاد اما بازم درد داشت اووووو یواش تر آخخخ داداش درد داره ؛ کمی در آوردم و دوباره کردم تو این بار یک دفعه کردم تو که مهسا جیغ بلندی کشید و خودشو محکم گرفت تو بغل من ولی من شروع کردم به تلنبه زدن و بیشتر عشری کردم مهسا رو همون جور ایستاده تلنبه میزدم خسته که شدم خوابوندمش روی زمین حمام پاهاشو دادم بالا که لای پاش باز بشه و کونش بیاد هوا این بار کمی آب دهن گذاشتم در کونش و شروع کردم به تلنبه زدن خودم هم داشتم همرای خواهرم ناله میکردم آهههه جون مهسا جونم این کونه یا تنگه که اینقدر تنگه ؟ اوووووف داداش جون این سوراخ مال توهه تو باید بدونی چیه نه من آخخخخ راستی اوووووو با دستم هم با کس مهسا بازی میکردم داداش من دارم میام آهههههه  واااااااای اونقدر تکون خورد تا ارگاسم شد و آروم گرفت حالا بازم نوبت من بود برش گردوندم که راحت تر باشم لای کونشو باز کردم و کیرمو کردم توش دور سوراخش یه کمی سیاه شده بود گفتم مهسا جون دور کونت منو کشته که این قدر سیاهی خوش رنگ شده واااااای داداش جون بازم تلنبه بزن بیشتر تند تند اووووووووووف مهسا جون دارم میام میخوام بریزم تو کونت تکون نخور آهههههههههههه اومدم ...... واااااای چقدر داغه اوووووف داداشی خیلی داغه سوختم همون جا روش افتادم گفتم مهسا جون داغیش برای اینه که زیاد به خودم فشار آوردم تا این آب واسه شما بیاد از صبح تا حالا سه باره میاد دیگه چیزی نمونده بود با کمی تلنبه دوباره کیرم راست شد هنوز داخل مونش بود ولی بازم کردمش اما این بار آبی نیومد و فقط میکردم مهسارو مهسا هم خوشش میومد چون خودشو آروم گرفته بود و چیزی نمی گفت کیرمو در آوردم بلندش کردم و کیرمو کردم تو دهن مهسا تا ته کردم تو حلقش و شروع کردم به تلنبه زدن تو دهنش حسابی قرمز شده بود ولی یه کمی آبم اومد همونو ریختم تو دهن مهسا و آروم شد یه گوشه حمام هر تو بغل هم نشسته بودیم و هیچی نمی گفتیم تا این که بلندش کردم گفتم مهسا خشگل من پاشو عزیز داداش که میخوام بشورمت تا بریم بیرون از حموم ..... چشم داداشی جونم فرشاد جون عجب روزی بود امروز یعنی میشه همیشه همین جوری باشه منو تو همیشه مال هم باشیم ؟ آری خشگل داداش منو تو همیشه مال هم هستیم دوش گرفتیم و هم دیگرو حسابی شستیم اومدیم بیرون ولی لخت رو مبل سه نفر نشستیم ولی چون خسته بودیم دراز کشیدیم که خستگی به در کنیم اما هردو خوب خوابیدیم تا بعد از ظهر وقتی بیدار شدم دیدم بلی الان ساعت 3 است این چجور خوابی بود مهسا بیدار شو مهسا جون ؟ اووم ! مهسا عزیزم پاشو دیگه دیر وقته اووووم ! چیه داداش بزار بخوابیم بلند شو دیر وقته اون روز اولین روز سکسی منو مهسا بود و یکی از به یاد ماندنی ترین روز های زندگی منو مهسا تو لندن که حسابی خوش گذراندیم تلفن زنگ خورد من رفتم که ور دارم دیدم شماره بابا هستش الو سلام بابا چطوری مامان خوبه ؟ بعد از احوال پرسی بابا گفت فردا میخواد بیاد لندن و چند روزی اینجا باشه هم خوب بود هم بد چون ..... ادامه دارد .... نویسنده دختر خوشگل

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر