ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۲, شنبه

مامان تقسیم بر سه 6



همچنان ترجیح می دادم سکوت کنم . فقط باید طوری به خودم مسلط می بودم که تکون نخورم یعنی جهش ناگهانی نداشته باشم . نوک چند تا انگشتشو گذاشته بود رو کوسم . کوسی که خیلی خیس کرده بود . بایه دست دیگه اش مثلا داشت ماساژم میداد که اون حرفی رو که به اون زده بودم گوش کرده باشه . بالای شورتمو کنار داد .-مامان بیداری ؟/؟ جوابی ندادم . نوک شستشو گذاشت رو سوراخ کونم . بعد از این که یه خورده باهاش بازی کرد بالای شورتمو با همون دست نگه داشت و با یه دست دیگه داشت مالشم می داد ولی این بار سرشو گذاشت لای کونم و به سختی نوک زبونشو کشید رو سوراخ کونم . اون اگه می خواست سوراخ کون منو راحت لیس بزنه می بایستی دو تا قاچ منو از وسط باز می کرد تا سوراخای من حسابی بزنه بیرون و آماده حال دادن شه . ولی اون نمی خواست رو من فشار بیاره و بیدارم کنه . دیگه نمی دونست که من خودم بیدارم و دارم به ریشش می خندم و حال می کنم . خیلی خوشم میومد از این که سوراخ کونمو لیس می زنه . خیلی دلم می خواست که خودم دو تا برشهای کون تپلمو بگیرم داشته باشم و به دو طرف بازشون کنم تا پسر گلمم راحت بتونه هر کاری که دلش میخواد انجام بده .هرکاری ؟/؟ یعنی می تونه کیرشو هم تو کوسم فرو کنه . بازم وقتی بهش فکر می کردم با این که مو بر اندامم سیخ می شد ولی از هیجان زیاد هم نمی دونستم چیکار کنم . چند دقیقه ای از ناحیه کونم دست کشید و رفت رو شونه هام . اونجا رو هم ماساژداد . هر چند لحظه خیلی آروم می پرسید مامان بیداری و منم جوابی بهش نمی دادم . وقتی شونه ها و گردنمو می بوسید حس می کردم که هوس به طور یکنواخت در تمام تنم پخش شده . بوسه هاشو از گردن به کمر و کون و پشت پا تا مچ ادامه داد . نزدیک بود به حرف بیام و بگم پسر کیرتو بکش بیرون و فرو کن تو کوس ما دیگه . تو که همه کار باهام کردی . می دونستم با این که یه استرس عجیبیه و یه تابو شکنی بزرگی که اگه این کارو انجام بده ولی اینو هم می دونستم که اگه کیرشو تو کوسم فرو کنه من چیزی نمی تونم بهش بگم چی دارم بهش بگم . کاری رو که انجام داده دیگه داده . آبی که رو زمین ریخته شده دیگه ریخته شده . پس باید گذاشت این آب بازم ریخته شه تا زندگی من و زندگی ما رنگ و بویی دیگه به خودش بگیره . ولی تا زمانی که این آب ریخته نشده هنوز فرصت باقیست . بازم صدام کرد . نمی دونستم این بار میخواد چیکار کنه . شورتمو تا بالای رون طوری که تمام قالب کونمو لخت زیر نظر داشته باشه پایین کشید و با دستاش کونمو و دو تا قاچاشو ماساژمی داد و چاک وسطشو به این طرف و اون طرف باز می کرد . لحظه به لحظه داغ تر می شدم . خیسی کوسم به قسمتی از دور و بر کونمم رسیده بود .به خودم می گفتم چیکار داری می کنی معین یه کاری بکن دیگه . چرا این قدر منو تا لب چشمه می بری تشنه بر می گردونی .؟/؟ من که سختمه کیرتو فرو کنی تو کوسم . چرا منو داری آتیش می زنی ؟/؟ نه اگه بذاره تو کوسم . داشتم دیوونه می شدم . هم دلم می خواست تا ته فرو کنه تو کوس تشنه و داغ و ملتهبم و هم این که فکر می کردم اگه این کارو انجام بده بعدا رابطه من و اون به چه صورتی در میاد . دیگه چه طور می تونیم تو چشای هم نگاه کنیم .. یه لحظه صدای تیری که از کمان رها شده باشه به گوشم رسید . هول خوردم به زور بر خودم مسلط شدم که تکون نخورم . صدای پایین کشیده شدن شورت یا شلوارک معین بود که وقتی این کارو انجام داد کیر شق شده و تیز اون محکم به عقب و زیر شکمش خورد و صدا کرد . نهههههه نههههه اون نباید منو بگاد نباید فرو کنه تو کوسم .اگه این کارو بکنه حتما از ترس نیمه کاره اونو ازتوکوسم می کشه بیرون . شایدم تو کوسم آب بریزه و ولم کنه . اون وقت من با چه بهونه ای اونو همراهی کنم که به ار گاسمم برسونه . هنوز آمادگیشو ندارم . درهمین کشمکشهای درون ناگهان نوک کیر معین رو یه جایی وسط کوس و کونم حس کردم . نهههههه نهههههه چیکار میخوای بکنی می دونم هنوز این قدر شجاعتو نداری -مامان بیداری ؟/؟ بازم جوابی ندادم . کیرش هر قدر از طرف سوراخ کون به طرف پایین میومد یه خیسی بیشتری رو به خودش جذب می کرد . راستش حالا دیگه هوس کیر داشتم . کلفتی اونو رو پوست و گوشت کوسسسم احساس می کردم . شایدم چون خیلی وقت بود که کیر نخورده بودم همچین حسی داشتم . خودشو به من می مالید و کیرشو به کوس من . کیرشو از سر سوراخ کونم تا انتهای کوس و در قسمت بیرونی اون طوری می کشید که با این کشش دیگه هوس خفته ای واسم باقی نذاشته بود . سابقه نداشت که محسن منو تا این حد حشری کنه . شایدم واسه این بود که حالا بیشتر از هر لحظه ای قدر یه همدم داشتنو می دونستم . همدمی که هر وقت می خواستم خودشو در اختیار من میذاشت به من حال می داد و باهام حال می کرد . بازم صدام کرد واین بار کیرشو با فشار بیشتری رو قسمتهای بیرونی کوسم می کشید طوری که حس کردم خودشم دیگه تحمل نداره . اون وقت کیرشو آورد بالاتر و گذاشت رو چاک کونم و دو تا قاچ کونو به طرف وسط آروم می فشرد تا این که کیرش داغ کرد و آبشو ریخت رو کونم و یه خورده هم ریخت رو کمرم . حالا که کمرشو سبک کرده بود دستپاچه شده بود . حرکاتشو به خوبی پشت سرم حس می کردم . بهش گفته بودم اگه دوست داره می تونه با لیف یا روغن ماساژهم تنمو نرم کنه و اون بازرنگی اول تنمو لیف زد تا اثرات آب کیرشو پاک کنه بعد دوباره مالوندنمو شروع کرد . خیلی عادی ماساژم می داد فهمیدم که باید تو خماری بمونم .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر