ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه

سكس با زن داداش زينب



سلام داستاني رو كه ميخوام براتون تعريف كنم برميكرده به 6ماه بيش كه من برايه كرفتن يك سري آزمايشات بزشكي مجبور شدم برم تهران و جون تعداد اين آزمايشها زياد بود 1ماهي رو مهمون داداشم بودم.
داداشه من كارمند بانکه
و هرروز صبح ميره سركار وبعد از ظهر حول حوشه ساعت 4/30برميكرده خونه
منم تو اين 1ماهي كه بيششون بودم صبح زود ميرفتم آزمايشكاه و دمه ظهر برميكشتم خونه,{من جند وقتي بود كه كليه هام مشكل بيدا كرده بود و دكترم برايه تشخيص بيماريم كلي آزمايش مرحله ايي برام نوشته بود كه بايد انجامشون مي دادم}. زن داداشه من يك زن خانداره و خيلي هم مومنه جوري كه تو خونه بيش من چادر سرش ميزاره و حتي با من دس هم نميده
همين خصوصياتشم باعث شده بود كه من بشتر تشنه لمس كردنش باشم 1هفته اولي كه خونشون بودم زن داداشه بيجارم همش تو خونه با چادر بود اونم تو كرمايه تابستون منم كه ميديدم سختشه ميرفتم تويه ي اتاق ديكه تا اون راحت باشه. من شبها تويه اتاق ميخوابيدم و داداشمو زنش تو نشيمن. منه بد بختم اكه نصفه شب دستشويم ميكرفت نميتونستم برم دسشويي جون اونا وسط نشيمن خوابيده بودن .
زن داداشمم هر روز صبح وقتي داداشم ميخواست بره سركار اجبارأ بيدار ميشد و قبل از اين كه من بيدارشم رخته خوابشونو جمع ميكرد بيجاره موقع ايي كه صبحانه منو ميداد خوابش ميومد
ي روز صبح وقتي از خواب بيدار شدم ودر اتاقو باز كردم با ي صحنه عجيب دوس داشتي روبه رو شدم
واي
زن داداشم با ي تابو شروارك تنك كه به كونه خشكلش جسبيده بود تويه رخت خواب خوابيده بود خشكم زده بود جون تا اون روز بدنه زن داداشمو نديده بودم
از جام نميتونستم تكون بخورم
اون ي تاب نازك سفيد تنش بود كه تمامه بدنشو نمايان ميكرد
از شانس خوبه من ظاهرا زن داداشم خواب مونده بود
نميدونستم جيكار كنم كيرم بدجوري سيخ شده بود و منم همش سعي ميكردم كنترلش كنم
رفتم نزديكش
واي سينه هاش از زير تابش معلوم بود از هوس داشتم ميمردم
كوسه خوشكلش بينه باهاش برس شده بود
داشتم ديونه ميشدم آروم نفس ميكشيدم
و با كيرم ور ميرفتم
جرعته اينو كه بهش دس بزنمو نداشتم`
واي چه موهايه قشنگي داشت
من تا اون روز حتي موهاشم نديده بودم
ي بدنه كشيده با موهايه بلند دوتا سينه نك تيز با ي كونه كرد كه از رو شلواركش داشت ديونم ميكرد
ميخواستم ببوسمش ولي ميترسيدم
نميدونستم جيكار كنم خوب كه از ديدنش سير شدم رفتم سمت دستشويي كه سر صبح ي جق حسابي بزنم سرحال شم
وقتي دره دستشويي باز كردم از صدايه در زن داداشم بيدار شد و وقتي منو ديد شوكه شد و سريع ي ملافه انداخت رو خودش منم كه خشكم زده بود رفتم تو دستشوي و درو بستم
جند دقيقه ايي تو دستشويي بودم`
نميدونستم الان چه واكنشي از خودش نشون ميده از دستشويي كه آمدم بيرون زن داداشم رخت خوابهارو جمع كرده بود وي چادر انداخته بود سرشو رفته بود تو آشبزخونه تا برام صبحانه درست كنه منم به رويه خودم نياوردمو نشستم رو ميزو صبحانمو خوردمو خداحافظي كردمو رفتم به سمت بيمارستان تو مترو همش به صحنه ايي كه امروز صبح ديده بودم فك ميكردم و با خودم ميكفتم كاشكي حداقل 1بار كونشو لمس ميكردم
كاشكي ازش فيلم ميكرفتم
همش تو اين فكرا بودم كه نفهميدم كي رفتم بيمارستانو كي بركشتم خونه وقتي رسيدم خونه ساعت 11ظهر بود
زنك زدم كسي باز نكرد جند بار كه زنك زدم زن داداشم اف افو برداشتو درو باز كرد
وقتي در خونه روباز كردم زن داداشم تويه حموم بود برايه همينم درو دير باز كرده بود
لباسمو عوض كردم ي فكر اينه برق آمد تو ذهنم كه برمو از لايه دره حموم زينب جونو ديد بزنم
قلبم تند تند ميزد رفتم سمت در حموم از بشت شيشه ميشد سفيديه تنشو ديد ولي از بد شانسيه من حمومشو ي روزنه كوجيكم نداشت كه من بتونم عشقمو ببينم
بركشتم تو نشيمنو تلوزيونو روشن كردم داشتم شبكه 3 مسابقه كوي و ميدانو ميديدم كه زن داداشم از حموم آمد بيرون
سلام كرد منم سرمو كه بركردوندم بهش سلام كنم ديدم كه چادر سرش نذاشته و ي لباس نسبتا راحت بوشيده منم به رويه خودم نياوردم و كاملا عادي برخورد كردم
اونم رفت از تويخجال ي ليوان شربت برام آوردو كنارم نشست
سر صحبتو باز كردو در مورد همه جيز باهام حرف ميزد تا حالا انقدر باهام راحت نبود حين صحبتهاش دستمو كذاشتم رويه مبل بشت كردنش در مورد همه جيز حرف ميزد منم مثلا دارم كوش ميدم سرمو به علامت تاييد تكون ميدادم
ازش برسيدم جرا بجه دار نميشين {اخه داداشمو زن داداشم 2ساله كه ازدواج كردن و هنوز بچه دار نشدن}كفت كه هنوز آمادكي نداره و جون خالش درحين زايمان فوت كرده ميترسه
منم مثالا نصيحتش ميكردمو دل داريش ميدادم
بين همين حرف ها بود كه زن داداشم يهو كفت صبح جه ساعتي از خواب بيدار شدي منم خيلي عادي كفتم نيم ساعت قبل از اينكه تو بيدار بشي بهم كفت جيكار ميكردي
كفتم هيجي آمدم بالا سرت ديدم خوابيدي دلم نيومد بيدارت كنم
جند دقيقه ايي بالا سرت وايسادم ديدم بيدار نشدي رفتم دستشوي از صدايه در دستشويي بيدار شدي
آروم خنديدو كفت بالا سرم جند دقيقه ايستاده بودي
آروم كفتم 20دقيقه
كفت جيكار ميكردي
كفتم به تو نكاه ميكردم
كفت مكه تاحالا نديده بوديم
كفتم ديده بودم ولي نه اون طوري
كفت جطوري
كفتم با تابو شلوارك
جند ثانيه مكث كردو كفت اونطوري جذابترم يا الان
كفتم وقتي با تابو شلوارك ديدمت انقدر مجذوبت شده بودم كه ميخواستم بي اختيار ببوسمت
اين جمله رو كه كفتم تو جشمام خيره شد
بدنم خيلي كرم شده بود
اون به جشمام و لبام نكاه ميكرد آروم بهش نزديك شدم صورتش سرخ شده بود
لبامو كذاشتم رو لباش
جشماشو بست
شروع كردم به خوردنه لباش
دستمو كذاشتم روسينشو فشارش ميدادم
جه سينه نرمي داشت
صورتش خيلي سرخ شده بود
جشماشو باز كرد
اونم شروع كرد به خوردنه لبام
همونطوري كه سينشو ميمالوندم آروم آروم دستمو بردم سمته كسش
با دستم كسشو فشار ميدادم
اوف جه كسه نرمي داشت
نفس نفس ميزد
دستشو كذاشت رو كيرم
و باهاش ور ميرفت
شلوارمو درآوردم
اونم بيراهنشو درآورد
اوف جه سينه هايي داشت
سرمو كذاشت رو سينه هاشو عينه گرسنه ها ميخوردم اونم آه ميكشيد
شلوارشو كشيدم بايين اونم بيراهنمو درآورد
ي شرت صورتي باش بود كه جسبيده بود به كسش
آروم شروع كردم از سر زانو و رونش به خوردن داشت ديونه ميشد
وقتي لبامو كذاشتم رو شرتش از شدت هوس باهاشو جمع كرد آرو باهاشو باز كردم و با بينيم كسشو نوازش ميدادم اونم آه ميكشيد
آروم شرتشو از باش درآوردم
لبامو كذاشتم رو كسش باهاشو محكم جمع كرده بود و با هر زبوني كه به كوسش ميزدم آه ميكشيد
يه خورده كه آروم شد شروع كردم به خوردنه كسش
با لبام ججولك كسشو ميك ميزدم
از شدت حوس با دستاش سرمو به كسش فشار ميداد بدجوري آه و ناله ميكرد منم عينه وحشي ها كوسشو ميخوردم
بعد از جند دقيقه بلند شدمو و شرتمو درآوردم
اونم از رو كانابه بلند شودو بشت به من خم شد و با دستش كسشو مي ماليد
منم از بشت آروم كيرو فرستادم تو كسش
و آروم آروم شروع كردمه به تلمبه زدن
دستمو كذاشتم رويه باسنش و فشارش ميدادم به سمت خودم
آهو ناله جفتموم سر به فلك كشيده بود
بعد از جند دقيقه تلمبه زدن زينب بلند شدو منو خابوند رو كانابه
و آمد روم
كيرمو آروم كذاشت تو كسش وا بالا و بايين ميكرد
موج سينش داشت قرقم ميكرد
با دستام سينه هاشو كرفتمو فشار ميدادم اونم بالا بايين ميكردو آه ميكشيد
از شدت حوس انكشت هايه باهامو به هم فشار ميدادم
آبم به شدت داشت ميومد بهش كفتم زينب آبم داره مي ياد اونم سريع از رو كيرم بلند شودو آبم ريخ رو كانابه
هردومون خندمون كرفته بود
همونطور لخت بوديم كه رفت دسمال آوردو كانابرو تميز كرد بعدشم باهام رفتيم دوش كرفتيم
ساعت حولو حوشه4 بود از حموم آمديم بيرون لباسامونو بوشيديم
اون رفت برايه داداشم كه نيم ساعت بعد از سركار مي يومد خونه جايي دم كنه
منم از بشت جسبيده بودم بهش و با سينه هاش ور ميرفتم
صدايه اف اف آمد
زن داداشم رفت درو بزنه
داداشم بود درو باز كرد
منم رفتم رو كانابه نشستم تلوزيونو روشن كردم اونم ي چادر كذاشت سرش و درو برايه داداشم باز كرد;)

۶ نظر:

  1. اگه کلیه هات خوب نشده بدون پا خوری زن داداشته..واگه ادم شدی بزنگ بهم تا دکتر خوب بهت معرفی کنم
    09105637299

    پاسخحذف
  2. خانمهای شهوتی‌وداغ‌که کیرکلفت‌دوست‌دارن‌تماس بگیرن پشیمون نمیشن
    ۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

    پاسخحذف
  3. خانومها از تهران زنگ‌بزنن‌.برای دوستی خوب 09351129610

    پاسخحذف
  4. خانمهای طالب دوستی وسکس پیام بدن خوشحال میشم همه جوره درخدمتم09361406592

    پاسخحذف